آرش بچه خیلی بد غذایی بود. هنوز هم کم غذاست ! برای همین شکمو بودن آوین که کاملا از جنس خودمه خیلی لذت بخشه. بگذرد که اخیرا آوین هم بد غذا شده و علتش استقلال طلبیشه. همه چیز رو میگه بده خودم بخورم و چون یا ناکافی میخوره و یا همه جا رو کثیف می کنه گاها دعوامون میشه عصبانی

 

چندروز پیش کیکی درست کرده بودم که آوین بیش از همیشه بهش علاقه نشون میداد. اصلا یک جور ارتباط عاطفی باهاش برقرار کرده بود که به قول پدرش فقط از شکمویی مثل آوین و مامانش بر میاد خنده

اول که کیک رو برده پهلوی خودش رو مبل نشونده که باهم باب اسپنجی نگاه کنن!

بعد که بهش میگم پاشو لباس بپوشیم بریم خونه مامانی , میگه آخه کیکم خوابیده !نیشخند

لباس که پوشیده گیر داده کلاه بده کیکم بپوشه سرما نخوره!

تو راه پله دستش رو حفاظ کیکش کرده که : "جونم عزیزم بیا باهم بریم ددر. بیا من بغلت می کنم!"

توی کوچه قبل از سوار شدن به ماشین سروصدایی راه انداخته که بیا و ببین :"زود باش . سرده . کیکم سرما خورد!"

توی راه هم گیر داده که مامان کیکم سرما خورده اتشو ( عطسه) کرده براش شربت بخر!

نزدیکهای مقصد بودیم که صدا زده مامان بیا کیکو بگیر سیر شدم!

در حال رانندگی بودم و اون هم روی صندلی خودش بسته بود. بدون نگاه کردن به عقب دست راستمو بردم عقب , جلوش گرفتم و گفتم بده من بخورم .

یک تکه کیک به ابعاد انگشت شست دستم گذاشته کف دستم!!! خوب بچه سیر شده بود دیگه خنده