یه پاک کن خوشگل برای آرش خریدم که بینهایت دوسش داره. یک هفته اول تو مشتش می گرفت و میخوابید و یکماه اول همه جا با خودش بردش! خلاصه که اخیرا رضایت داده ازش استفاده کنه.

قبلا هم گفتم که با آرش از نظر مشق نوشتن هیچ مشکلی ندارم. اولا خودش خیلی خودکاره و نیاز به غر زدن مداوم من نداره ثانیا معلم بسیار فهمیده ای داره که گفته به بچه هاتون نگین بنویس! اگر ننوشت بدون مشق بفرستینش مدرسه من زنگ تفریح تو کلاس میشینم و باهم مشقاشو تکمیل می کنیم.

خلاصه اون روز خونه مامانم مهمانی بود و ما بلافاصله بعد نهار رفتیم اونجا و آرش به ناچار مشقهاشو با خودش آورد تا اونجا بنویسه. پسرم یه عیب کوچولو داره که از پدرش به ارث برده و اون شلختگیه! یعنی دفترش رو برد تو اتاق و مشقهاشو بدون اینکه من بفهمم نوشت و بعد هم اومد و مشغول بازی شد اما .....

دفتر و مدادها و البته پاک کن کذایی همونجا وسط اتاق بودند.

من هم که سرم گرم و بی خبر از همه جا !

یهو دختر یکی از فامیلها دوان دوان اومد و چیزی به مامانش گفت و مامانش هراسان به من گفت: تکتم بدو تو اتاق که آوین همه مشقهای آرش رو پاک کرده!

بلهههههههههههههههههههههههههه!نیشخند

دخترم پاک کن رو که بشدت چشمش رو گرفته و آرش هم بهش نمیده بی صاحب پیدا کرده و یک دفتر پر مشق که چشمک می زده و بنابراین نشسته بود و یک دل سیر امتحان کرده بود که این پاک کن چیه؟!!!!

خوب وقتی من رسیدم نصف صفحه مشق پریده بود! و فقط شانسی که آوردم این بود که دخترم هنوز کوچولوست و نتونسته بود خوب پاکشون کنه! نشستم و مشقهای پاک شده رو با مداد دوباره از روی خط خودشون پررنگ کردم و اصلا هم معلوم نشد که بار دوم رو مامان نوشته نیشخندخنده

ولی خداییش سخت ترین قسمت کار قهقهه نزدن توی روی آوین بود !قهقهه