آرش و آوین مشغول بازی اند و من در آشپزخانه از دور تماشایشان می کنم و دلم غش می رود برای کل کل هایشان.

اینبار قایم باشک بازی می کنند. آرش چشم می گذارد و آوین قایم می شود و برعکس. اما هربار آرش به سرعت آوین را پیدا م یکند و آوین باید بیشتر بگردد و گاهی هم تا او بگردد آرش خودش را رسانده و سک سک کرده!

علت را به حساب تفاوت سنی شان می گذارم و گاهی آوین را راهنمایی می کنم که برو پشت پرده یا بنشین پشت مبل اگر بایستی موهایت را می بیند و...

پدر از در می آید و بچه ها با سروصدا به استقبالش می روند و گلایه آوین به پدرش که : بابا من هرجا قایم میشم آرش زود منو پیدا می کنه!

آرش هم پدر را از دستش می کشد تا خم شود و چیزی در گوشش می گوید و قهقهه خنده پدر و پسر هوا می رود. 

چند دقیقه بعد پدر به من می گوید : آرش به من گفت به آوین پیست (عطر) زدم. هرجا قایم میشه از روی بو پیداش می کنم!!!!خنده