شب چهارشنبه سوری را در جوار خانواده به خوشی گذراندیم. طبق معمول آوین لبمان را به خنده شکفت نیشخند

دختر عمویی دارم که دخترش همسن آرش است و بسیار بدغذاتر از آرش است. آن شب کمی هم سرما خورده بود و مادر نگرانش مطمئن بود که در تغذیه او با مشکل مواجه خواهد شد. برایش کته ای پخته شده در آب گوشت آورده بود و در ضمن یکی دو تخم مرغ آب پز هم همراه داشت تا بالاخره یکی را به خورد دخترک بدهد.

در شلوغی و هیجان چهارشنبه سوری غرق بودیم که دیدم آوین غیبش زده. نگران به همسرم خبر دادم و همسرم اشاره کرد که آوین پشت یکی از کابینتها کمین کرده و ما به خیال اینکه مشغول پ.ی.پ.ی است کاری به کارش نگرفتیم.

چند دقیقه بعد صدای موزیک را قطع کردند تا آهنگ مورد علاقه شان را پیدا کنند و در سکوت چند لحظه ای صدای تق تقی شبیه به در زدن از پشت کابینت توجه همه را جلب کرد. همانجایی که میدانستم آوین پنهان شده. نگران شدم سراغش رفتم, دخترک شکموی من در شلوغ پلوغی یکی از تخم مرغهای پریسا را کش رفته بود و پشت کابینت مشغول شکست و پوست کندنش بود. جالب اینکه پوستها را زمین نمی ریخت و با قد بلندی دستش را به سطح کابینت می رساند و آنجا می گذاشت. پیدایش که کردم تخم مرغ تقریبا کامل پوست شده بود . من را که دید با یک گاز نصف تخم مرغ را در دهانش چپاند و گریخت. وقتی خنده من و بقیه به هوا رفت فهمید خطری در بین نیست و به میان جمع برگشت و در کمتر از 30 ثانیه نصف دیگر تخم مرغ راهم در یک گاز  دیگر تمام کرد!!!!قهقهه

عکسهایی به یادگار از خانه تکانی و عید 93 درادامه مطلب:


ژولیده ی کوچولو با اعتماد به نفس جلوی دوربین ژست می گیره !!!

 

چشمهای آرش در عکسی بدون بریدن دور عکس ( خودش از خودش عکس گرفته)

 

در حال تماشای باب اسفنجی عزیزش . این هم دوربین را که دید ژست گرفت!

 

خونه مادر بزرگ یکی دوساعت بعد تحویل سال

 

هفت سین بسیار زیبای عمه

 

ساعت دو نیمه شب در مسیر بازگشت به منزل

 

عزیزی خواسته بود که عکس مانتوی عیدم را بگذارم. برای کسانی که در جریان نبودند توضیح می دهم که این مانتو را در یک شو مانتو 350 هزار تومان قیمت زده بودند و  دوستی به من توضیح داد که خیاط مربوطه را می شناسد و می شود با قیمت کمتری مانتو را تهیه کرد. برای خرید پارچه به بازار رفتم که با دیدن قیمت پارچه (65 هزار تومان) دود از سرم بلند شد. یک جورایی با خودم روی لج افتادم و پارچه و آستر را به قیمت مجموعا 100 هزار تومان خریدم و خودم دوختم نیشخند

الگو کشی بلد نیستم اما مادرم آرشیو نسبتا خوبی از بوردا دارد که همیشه رفع نیاز می کند. کت و شلوار و کت و دامن برای خودم زیاد دوخته ام اما این اولین تجربه ام از آستر کشی بود که بی ایراد هم نیست اما دلم را خنک کرد و به لبان همسرم و مادرش لبخند رضایت نشاند. این لبخند تشویق بهترین عیدی امسال من بود.