آوین بی صدا در اتاق مشغوله. آرش از صبح با پدرش بیرون رفته. از ذهنم میگذره که باید برم ببینم آوین چه می کنه؟!

خودش دوان دوان از اتاق میاد بیرون و تبلت آرش رو به دستم میده : مامان ! مامان ! تبلت داداشی تنگ کرده !!!!نیشخند

 

 

پی نوشت : کمرنگ شدنم را به مشغولیت شدید این روزها ربط دهید و ببخشید. روزگارم خوش وشاد در گذر است.