لباس عید خریدیم!

 

 

بچه ها را حاضر کردم تا برویم بیرون. آرش تبلتش را در ساک بچه ها می گذارد تا آنجا با پسرخاله های من بازی کنند. پدرشان کمک می کند تا بچه ها را پایین ببرم و در ماشین بنشانم . توی راه پله آوین با سروصدا ساک را از پدرش می گیرد که خودش پایین بیاورد.

می گویم : نمی شود مامان جون میفتی!

ساک را به زور تا روی سینه اش می کشد بالا و می گوید : ببین من بزرگ شده ام!

به هر مکافاتی هست قانعش می کنم که کیف را تا پایین پله با هم حمل کنیم. در ماشین آوین روی صندلی خودش عقب و آرش روی صندلی جلو می نشیند. 

( الان غربتی میاد گیر میده ! ببین یک جور کمربند که  از سرشانه ها رد میشه برای آرش می بندیم که ضرب ترمز ماشین رو میگیره نیشخند)

تا بروم در دوربرگردان دور بزنم و برگردم پدر جلوی درب می ایستد. به جلوی درب خانه که می رسم به من اشاره می کند. شیشه را پایین می دهم.

پدر در گوشم می گوید : فهمیدی قضیه ساک چی بود که آوین اصرار داشت خودش بیاورد؟

پرسشگر نگاهش می کنم و او به عقب اشاره می کند. آوین تبلت را از ساک بیرون کشیده و غرق بازی است خنده خوب داداشش در حالت عادی تبلت رو دستش نمیده! قهقهه

جالب اینکه تا متوجه نگاه من می شود بدون صدا فقط لبهایش را غنچه می کند و تبلت را به سینه می چسباند.تا به مقصد برسیم شارژ تبلت تمام شده و داد و بیداد آرش هوا می رود نیشخند

 

 

/ 25 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک حسنا بانو هستم

آمین [نیشخند] من که عاشق گیس گلابتون شیطون هستم دیوار راست رو بالا بره [نیشخند] هر چند همسر که پز دختر داشتنش رو میده و کیگه دختر دارم و یک طوری میگه که آدم حس میکنه داره میگه پسر نیاری طلاق [قهقهه]

مهسا (همشهری)

ای جوووووووووووووووووووونم ماشالله چه ناز شده ، چه لباس شیکی ، مبارکش باشه ، به شادی بپوشه [قلب] گفتم که مشهدیها خوش سلیقه اند[مغرور][تایید] تکتم جون چرا اینقد کتابی می نویسی قبلا متنها رو عامیانه می نوشتی قشنگتر بود و البته صمیمی تر . بعضی جاها هم از دستت در میره عامیانه میشه مثل نمیده در (تبلت رو دستش نمیده ) . این نظر منه شاید بقیه بپسندن . [پلک] خلاصه که عامیانه خیلی قشنگتر [متفکر] آوین جیگر رو ببوس و براش صدقه یده . عروسمو چشم نکنن . در ضمن لباس آرش جون هم خیلی قشنگه . خرید عید خودتم بذار دیگه . چی میشه آخه [افسوس][ابرو] [ماچ][خداحافظ]

فرشته

از بس اون دفعه آرش رو سر عکس گرفتن با کلاه ش اذیت کردین این دفعه دیگه حاضر نشد مدل بشه؟[خنده] پ ن: اون خاطره ی ناخون کشیدن خیلی باحال بود[قهقهه]

شکمو

لباس اوین خیلی شیکه.مبارک باشه.راستی از کجا خریدی دکتر جون؟

فرشته

منظورم این خاطره بود: "پریروز دستش رو یه کم محکمتر از روی لباس گرفتم. جیغ و داد و گریه که مامان ناخونم کشید!!!! خواهرم که اونجا بود از خنده روده بر شده بود میگفت اگر به چشم ندیده بودم چکار کردی باور می کردم که زدیش نیشخند [نیشخند]" پ ن : من از اینام که همیشه باید دنبال حرفا و نوشته هام برای ارائه توضیحات حضور داشته باشم[خجالت]

فرشته

ایول! چی کار کرد؟[قلب]

نرگس

ماشالا چه بزرگ شده اين دختر خوشگل مبارك باشه لباساي عيدشون به خوشي بپوشن

شیرین امیری

ایشش به قول بعضیا واه واه مردم عکس دخترشونو میزارن اصنم دلم نخواست همچین دختری داشته باشم [خوشمزه][قهر] یعنی اون ژستش منو کشته میشه قشنگ فشارش بدی دلمون خنک بشه؟ بازم ایشششش

رزی

سلام خانم دکتر عزیز جایی تو نظرات گفتید که حساس نیسیتید که شورت بچه دیده بشه یا پاهاش و بلکه خوشتون هم میاد خواستم بگم مدتیه که دارم وبلاگ ها رو میخونم وبلاگ هایی که الان خودشوون یا مادرند یا دخترهای دم بخت یا همین فیلم هیس دخترها فریاد نمیزنند خانم پوران درخشنده متاسفانه چیزی که همه میگن اینه که دختر بجه بودن که بهوشن تجاوز شده اون هم توسط عمو- پسر عمو- دایی عموی بابا و..... حتی مهمون شهرستانی که برا سفر چند روزه اومده بوده پیش فامیلشون و .... الان اونقدر این آدم هایی که خودشون مادرند و بچه سه چهار ساله دارند اونقدر حساس اند و نمیزارن حتی برادر خودشون بچه شون رو ببوسه حتی پیشانی بچه رو و.... وقتی راننده سرویس بچه وقتی نگهبان آپارتمان به همچین بچه هایی تجاوز میکنه تو این ملکت وقتی شهر خود ما اعدامی داشت به خاطر تجاوز به عنف و.... تو رو خدا نگید حساس نیسیتد که شورت بچه دیده بشه یا خوشتون میاد پر و پاچه این دختر خوشگل دیده بشه این موارد رو بزارین برا تو خونه من واقعا از این مردهای بیمار - با ین وبلاگ ها- که طرف متجاوزشون اصلا غریبه نبوده درگیر شدم.... به هر حال پوشش حرف اول رو همیشه میزنه و خونواده رو بیشت

فهیمه

خودمونیما با خوندن شریهای بچه ها کودک درون منم زنده شد [نیشخند][نیشخند][نیشخند]