پونه

سر راهم به خونه مامان هرروز عصر از سه راه فلسطین میگذرم. مشهدیها میدونن که بهترین سبزیها را از آنجا میشه خرید. خوشحال آوین را به آرش می سپارم و درب ماشین را قفل می کنم و می پرم توی سبزی فروشی. اگر بگویم سبزی فروشی را از جواهرفروشی بیشتر دوست دارم خیلی ها باور نمی کنند اما واقعیت دارد.

دارم سبزی خوردن بر می دارم که چشمم به بسته کوچک سبزی های بنفش رنگ می افتد. ناباورانه بو می کنم , یک ماه به عید مانده و پونه , سبزی بهاری زودتر از عید خبرش را آورده. یک بسته می خرم.

خانه مامان روزنامه و سینی می آورم تا سبزی ها را پاک کنم. باز یاد پونه هایم می افتم. بسته را از پلاستیک در می آورم و با ذوق به بابا نشان می دهم : بابا ببین , پونه!

آوین که گرم بازی است سرش را بالا می آورد چند لحظه نگاهم می کند , بلند می شود جلو می آید و رو به بابا دست به پوشکش می زند و می گوید : من هم باسن دارم! بعد رو به من می گوید : حرف بد نزن! نیشخندقهقهه

/ 18 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان زي زي

تكتم جان واقعا دخترت خوردنيه . خيلي شيرين زبونه ! منم مشكل پوشك گرفتن بچه ها رو دارم . اونم نه يكي ، بلكه دوقلوان و من برام مث كوه ميمونه پروژه پوشك گيري بچه ها . اين روزا يه مشكل ديگه هم دارم و اونم اينه كه دختر جونم هرچي دم دستش بياد مي بره تو بيني اش و هر روز كار ما اين شده كه چند بار با موچين بيفتيم به جون دماغ مبارك و تخليه كنيم . بدترش اينه كه همين كارو برادرش هم از اون تقليد ميكنه و من نمي تونم ازشون چشم بردارم . راه حلي به نظرتون مياد ؟

مهسا (همشهری)

چه فرمایش ها می فرماین این عروس زیبای دربار ما[پلک] ای کاش همه مادر شوهر ها مثل من بودن [رویا][عینک] ببوسید این ماه تابان را و به ایشان عرض کنید مواظب دهان زیبا و مبارکشان باشند[بغل][قلب][ماچ]

مامان گلی

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

مامان گلی

تکتم جون این سبزس خیلی وقت توی مشهد هست .همه سبزی فروشیها ندارند .سبزی فروش بهش میگه پونه کوهی ..ولی ما توی شمال بهش می گیم خَنَشاز شمال هم میاد. مثل پونه خود روهست .پونه ای که توی بهار میاد نیست

ترانه های کودکان

مادر عزیز و پزشک مهربان، تمام مطالبتان دلنشین و خواندنی بودند. برایتان آرزوی سلامتی و شادکامی و موفقیت روزافزون دارم.[لبخند][گل]

رهگذر

مادر شوهر و شوهر حرف مادر گوش کن[گریه]

نـــــــــــــــــــــــــــــدا

وای خیلی خندیدم.بامزه بود[خنده][خنده][خنده]

عاشق آوین و آرش

سلام امیدوارم ایام به کام باشه از وقتی این وبلاگ رو میخونم دلم بچه میخواد آخه زودم هست 4 ماهه عروسی کردم اما بچه های ناز و دوست داشتنی داری خدا ببخشه برات با ساختن این وبلاگ هر شب باید اسفند دود کنی و صدقه بدی خانوم دکتر[قلب][ماچ][ماچ](واسه هر دوشون)

پانته آ

تکتم جون از طرف من گازش بگیر... یعنی گاز گازیش کن. باور کن عاشقشم...