کلمات جدید

سرشبه و از مطب اومدم. همسر تا کمر در اخبار تلویزیون فرو رفته و شیر نداریم. لباس می پوشم تا خودم برم از سرکوچه بخرم. آوین هم دنبالم راه میفته , هوا خوبه لباسشو میپوشونم و باهم میریم.

یه خرازی سرکوچه بود که تازگی تبدیل به لباس زیر بانوان شده. هیچوقت از اینا خرید نمی کنم چون همیشه با ماشینم و سریع از جلوشون رد میشم اما اینبار میرم تو و نگاهی به مغازه می اندازم, بیشتر از سر کنجکاوی و وقت گذرانی. لباس زیرهای مدل دار تمام دیوارهای مغازه را پر کرده.

بیرون که می آییم آوین می پرسد : این مغازه چی بود مامان؟

خنده ام می گیرد می گویم : نمیدونم مامان جون!

می گوید : فکر کنم مغازه "رو-می می" بود!

بی اختیار با صدای بلند می خندم. وسط پیاده رو جلویش سرپا می نشینم و بوسش می کنم و باز می خندم. با زبلی خاص نی فهمد که سوتی داده . می گوید : هاااااااااااااااااااااااااااان یادم اومد , اینا کببند  می می بودن !(کمربند)خندهقهقهه

 

یک عکس قشنگ هدیه به شما

/ 50 نظر / 121 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزمرگی های یک پزشک شهریوری

بچه های الان باحرفاشون دهن ادموسرویس میکنن وقتی از پسرتون گفتید یادبچه اجی خودم افتادم [قهقهه] راسی قبل کنکورخیلی میخوندی؟ روزی چن ساعت مثلا؟/[رویا] لینکتون کردم[قلب]

روزمرگی های یک پزشک شهریوری

بچه های الان باحرفاشون دهن ادموسرویس میکنن وقتی از پسرتون گفتید یادبچه اجی خودم افتادم [قهقهه] راسی قبل کنکورخیلی میخوندی؟ روزی چن ساعت مثلا؟/[رویا] لینکتون کردم[قلب]

باران لاهیجی

اوین چه ناناس می خنده خدااااااااا بوبوسش چه جیگره نازنازیه [نیشخند]

مهرآیین

ای جاااااااااااااااانم چقدر این آوین خوردنی و با مزس[قلب] واااااااااای عکسشونو ،امیدوارم همیشه همین قدر زیبا لبخند مهمون لبهاتون باشه ،خوشبخت باشید[لبخند][گل]

فرشته کاشمر

بچه هات چقد شبیه خودت هستن تکتم جان. ای خدا یعنی بچه منم همینقد خشومزه است

آتوسا

ماشاالله چه خونواده ماهی! آرش چه خوشگله

رها

وایییی آوین، آرش ! آرش خوشتیپه ها آوینم که کلی شر می زنه آخری خیلی باحال بود :)))))) خانومممممممممممممممممممم پوست شما چقدر خوب مونده ! چه طوری خوب نگه‌ش داشتییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به منم بگوووووو من اول جوونیمه می خوام مراقبتهامو از الان شروع کنم ! خیلی پوستم مهمه برام ! [نیشخند]

رها

man soal kardam ama javab nadadadi ! :((

رها

مارک وسایل ارایشتو خواستم بدونم بدجور گیر مارک افتادم،بدجور

حوایم

واااای خانوم دکتر خدا واقعا به شما صبر زیاد بده برای مقاومت در مقابل این شیرین زبونی ها. منم دلم خواست الان گازش بگیرم شانس آورده که دستم نمی رسه بهش.